گفتاردرمانی تبریز

درمان تاخیر رشدی، اختلالات تلفظی، اتیسم/ اوتیسم، لکنت، کم توانی ذهنی، اختلال خواندن و نوشتن، اختلال جویدن و بلع، کم شنوایی، آفازی،فلج مغزی، شکاف لب و کام

گفتاردرمانی تبریز

درمان تاخیر رشدی، اختلالات تلفظی، اتیسم/ اوتیسم، لکنت، کم توانی ذهنی، اختلال خواندن و نوشتن، اختلال جویدن و بلع، کم شنوایی، آفازی،فلج مغزی، شکاف لب و کام

گفتاردرمانی تبریز

ارایه خدمات ذیل در مرکز جامع گفتاردرمانی تبریز :

1- ارزیابی درمان و توانبخشی کمبود توجه و تمرکز و بیش فعالی (اختلالات توجه و تمرکز)
2- ارزیابی درمان و توانبخشی اتیسم (اوتیسم)
3- ارزیابی درمان و توانبخشی کم شنوایی و ناشنوایی
4- ارزیابی درمان و توانبخشی در پردازش حسی و پردازش حس شنیداری
5- ارزیابی درمان و توانبخشی تاخیر در رشد گفتار و زبان
6- ارزیابی درمان و توانبخشی کم توانی ذهنی و ناتوانی ذهنی
7- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات و مشکلات یادگیری
8- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات و مشکلات خواندن و نوشتن
9_-ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات تولید صداها و تلفظ
10- ارزیابی درمان و توانبخشی فلج مغزی و سی پی
11- ارزیابی درمان و توانبخشی مشکلات و اختلالات ناشی از آسیبهای مغزی و سکته
12- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات ارتباط اجتماعی (اتیسم، آسپرگر و .......)
13- ارزیابی درمان و توانبخشی شکاف لب وکام
14- ارزیابی درمان و توانبخشی ناروانی گفتار (لکنت، کلاترینگ و ....)
15- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات جویدن و بلع
16- ارزیابی درمان و توانبخشی مشکلات تغذیه ای
17- ارزیابی درمان و توانبخشی مشکلات حنجره ای وصدا
18- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات ارتباطی، گفتار و زبان سالمندی

بایگانی
نویسندگان

۵۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گفتار درمانی تبریز» ثبت شده است

اجتناب از بار زیاد اطلاعاتی

به نظر می رسد میزان اطلاعاتی که در یک زمان به بیماران ارائه می شود بر روی عملکرد درکی آنان تاثیر بسیاری داشته باشد بعضی از بررسیهای انجام شده این حقیقت را تایید می کنند که افزایش طول محرکها عملکرد بیماران آفازیک را به طور فزاینده ای دچار اشکال می سازند بعضی از مطالعاتی که در این بخش در زمینه پیچیدگی نحوی و معنایی محرکها ی ذکر شد نشان دهنده بار زیاد اطلاعاتی نیز می باشند چووان و کانتر 1971 در تحقیقی پیرامون این مسئله ( افزایش طول محرکها ) به این نتیجه رسیدند که طول جمله دارای تاثیری منفی بر عملکرد بیماران آفازیک می باشد گر چه این تاثیر نسبت به پیچیدگی نحوی کمتر است .

علاوه بر این مطالعات که پردازش جملاتی با طول فزاینده ( طول آنها به تدریج افزایش می یافت ) را مورد بررسی قرار داد مطالعات دیگری نیز در زمینه پردازش عناوین چندگانه متوالی انجام گرفت اسوینی و تیلور 1971 در یک بررسی در همین زمینه به این نتیجه رسیدند که عملکرد حافظه بیماران آفازیک کندتر از افراد عادی است و از نظر کمی ( تعداد عناوینی که در حافظه آنان جای می گیرد ) نیز با افراد دیگر متفاوتند محققین دیگر نیز به این نتیجه رسیدند که زمان عمل یعنی سرعتی که در آن اطلاعات در حافظه کوتاه مدت ثبت می شود در بیماران آفازیک کمتر از افراد عادی است .

حال این سوال مطرح می شود که آیا بیماران آفازیک دارای نقص در ظرفیت حافظه کوتاه مدت شنیداری کلامی هستند یا نقص آنها در حفظ توالی عناوین ارائه شده به آنهاست یا هر دو ؟ در بررسی که توسط آلبرت 1976 در این زمینه انجام گرفت مشخص شد هر دو نوع مشکل در بیماران آفازیک وجود دارد آلبرت می گوید : وقتی بار اطلاعاتی کم است حذف ( نقص در ظرفیت ) به عنوان مشکل اصلی حافظه بیماران آفازیک خودنمایی می کند و در هنگام بار زیاد اطلاعاتی اشکال حافظه در توالی ( ردیف ) صحیح به عنوان یک عامل مهم خود را نشان می دهد.

فیلبی و همکارانش تاثیر طول واژه (8و6و4 حرفی ) بسامد آن و تشابه بین واژگان ( بر اساس تعداد حروفی که واژگان بطور معمول داشتند ) را در 10 بیمار آفازیک و 10 فرد بهنجار مورد مطالعه قرار دادند نتیجه این بررسی نشان داد که علیرغم شدید بودن اختلال بعضی از بیماران دو گروه از نظر تعداد خطاها با هم فرقی ندارند گر چه از نظر تاخیر در زمان پاسخ تفاوت زیادی بین دو گروه وجود داشت بیماران آفازیک به زمان بیشتری برای پاسخ نیاز داشتند هر چه واژه افزایش می یافت مدت زمان لازم برای پاسخ نیز بیشتر می شد .

یک گروه از بیماران آفازیک که توسط اسکلی و رالنیک و هوپز 1969 مورد مصاحبه قرار گرفتند در مورد طول جملات گفتار دیگران نظراتی بیان کرده اند آنها گفته اند : ( اگر شما جمله طولانی بگویید من ابتدای آن را فراموش می کنم ) یا ( من آن مرد جوان را دوست دارم او بادهوش است افراد با هوش هر چیزی را در جملات کوتاه می گویند من می توانم آنها را درک کنم ) همچنین بیماران اسکلی 1975 از دیگران می خواستند سوالات خیلی زیاد را یکباره مطرح نکنند .

به طور خلاصه ما باید تعداد واحدهای اطلاعاتی که به بیماران آفازیک ارائه می دهیم را بوسیله کنترل طول جمله طول کلمه و کاهش تعداد واحدهایی که در یک توالی مطرح می کنیم محدود نماییم به عبارت دیگر بار زیاد اطلاعاتی را حذف کنیم


09143162621                       09146590651
دکتر جعفر معصومی            دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
www.گفتاردرمانی.com
 www.goftardarmaniazarbaijan.com
www.goftardarmanitabriz.com

https://telegram.me/jafarmasumi

https://www.instagram.com/goftardarmani_tabriz/

  https://twitter.com/masumislp

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۱:۰۵
jafar masumi

حافظه

پژوهشگران کشف کرده اند که حافظه دست کم در سه مرحله تشکیل میشود : حافظه ی حسی، حافظه ی کوتاه مدت، حافظه ی بلند مدت

 *حافظه ی حسی اطلاعات را به طور گذرا نگه میدارد

 *حافظه ی کوتاه مدت اطلاعات را تا زمانی نگه میدارد که

   مورد استفاده قرار دهد

 * حافظه ی بلند مدت اطلاعات را برای همیشه نگه میدارد       

حافظه حسی

حافظه حسی اطلاعات محیط بیرون را در شکل حسی اولیه اش فقط برای یک لحظه نگه می دارد، نه خیلی طولانی تر از زمانی که کودک در معرض  محرک بینایی، شنیداری و احساسات دیگر قرار می گیرد. این اطلاعات به سرعت فراموش می شوند مگر اینکه در فرآیندهای ذهنی مانند بازگویی قرار گیردتا آنرا به حافظه کوتاه مدت یا بلند مدت انتقال دهد.

حافظه ی حسی کودکان برای صداها، در حد چند ثانیه است که تقریبا مشابه یک پژواک کوتاه است. در حالیکه حافظه حسی آنها برای محرکات بینایی تقریبا  250msاست. چون حافظه حسی تنها برای مدت کوتاهی باقی می ماند، یک تکلیف مهم برای کودک دستیابی به اطلاعات حسی است که برای یادگیری مهم است.

 حافظه حسی کودکان 5 ساله ظرفیتی مشابه با افراد بزرگسال دارد، با این وجود خردسالان بازنمود های سطح حسی را با سرعت کمتری نسبت به بزرگسالان شکل می دهند. در یک شرایط یکسان، بزرگسالان بازنمودها را در 10/1 ثانیه شکل می دهند درحالیکه این عمل برای کودکان در 7/1 ثانیه انجام می شود. اگرچه این تفاوت کم است، اما زمانی  که مردم میزان زیادی از پردازش های سطح حسی را به طور روزانه انجام می دهند، این تفاوت چند برابر می شود و احتمالا تاثیر بسیار بیشتری دارد.

حافظه کوتاه مدت:

حافظه کوتاه مدت ،حافظه فعال نیز نامیده می شود. ولی امروزه بیشتر روانشناسان شناختی عنوان حافظه فعال را به کار می برند. حافظه فعال نوعی از "Workbench" ذهنی است که دانش آموزان با کمک آن برای تصمیم گیری، حل مسئله و درک زبان نوشتاری و گفتاری، اطلاعات را دستکاری و جمع آوری می کنند.

حافظه فعال:

حافظه فعال نظامی از حافظه با ظرفیت محدود است که اطلاعات برای مدت 30ثانیه حفظ می شود مگر اینکه اطلاعات بازگویی شود یا به عبارت دیگر بیشتر پردازش شود ، که در آن صورت اطلاعات می تواند مدت بیشتری باقی بماند. در مقایسه با حافظه حسی، حافظه کوتاه مدت درظرفیت محدودتر اما از نظر دیرش نسبتا بیشتر است.

ظرفیت حافظه کوتاه مدت با سن افزایش می یابد، سرعت پردازش نیز افزایش می یابد. برآورد حافظه فعال، نتیجه ای است که با انجام تکالیفی که برای بررسی حافظه در انواعی از مطالعات به دست می آید. برای مثال گاهی دو شکل به کودکان نشان داده می شود و از آنها پرسیده می شود که آیا شکل سمت چپ همان شکل چرخانده شده سمت راست است یا اینکه آیا این اشکال با هم متفاوتند. برای کودکان و بزرگسالان همه ی سنین، جهت یابی زمان بیشتری طول می کشد تا آنکه بگویند که این اشکال یکسانند_ زنجیره ای که در آن اشکال یکسان باشند). با این حال سرعت جهت یابی برای کودکان کوچکتر آهسته تر است و تدریجا با سن افزایش می یابد و تنها  تقریبا در 15 سالگی به سطوح مشابه بزرگسالان می رسند.

حافظه بلند مدت:

حافظه بلند مدت نوعی از حافظه است که مقدار زیادی از اطلاعات را برای یک دوره زمانی طولانی در یک شکل نسبتا دائمی نگه می دارد. ظرفیت حافظه بلندمدت انسان عادی، تعجب آور است. محققین اندازه حافظه بلندمدت را 10×2.8 بایت تخمین زدند؛ که در عناوین کاربردی بدین معناست که عملا ذخیره حافظه بلندمدت نامحدود است. مسئله شگفت انگیزتر توانایی افراد در بازیابی این جمله از اطلاعات است. اغلب کمتر از یک لحظه طول می کشد که حافظه در میان این گستره اطلاعات جستجو کند و آنچه را که ما می خواهیم پیدا کند.درمورد حافظه بلند مدت خودتان فکر کنید.معلم کلاس اولتان چه کسی بود؟ چه تاریخی متولد شدید؟شما به هزارن  سوال این چنینی فورا پاسخ می دهید.البته همه اطلاعات به این سادگی بازیابی نمی شوند.  

محتویات حافظه:

همانطور که حافظه از لحاظ مدت نگه داشتن اطلاعات تفکیک می شود، از نظر محتویات حافظه نیز اینکار صورت می گیرد. بسیاری از روانشناسان حاضر، برای حافظه بلند مدت، سلسله مراتبی از اطلاعات را پذیرفته اند. در این سلسله مراتب، حافظه بلند مدت به دو زیر گروه از Declarative  & Procedural تقسیم می شود.

حافظه Declerativeنیز دو زیر شاخه ی : حافظه Episodic   و حافظه Semantic دارد

Memory Declerative & Memory Procedural:

حافظه Declerative  مسئول جمع آوری آگاهانه اطلاعات است مانند حقایق یا وقایع خاصی که به صورت شفاهی از آنها مطلع می شویم. حافظه  Declerative، حافظه " Knowing that " نامیده می شد و اخیرا حافظه Explicit نامگذاری شده است. حافظه  Declerative   کودکان می تواند شامل بازگویی حادثه ای که دیده اند یا توضیح یک قانون ریاضی باشد. با این وجود لازم نیست حتما کودکان صحبت کنند تا قادر  به استفاده از  حافظه  Declerative باشند. اگر کودکان در موقعیتی قرار بگیرند وآنها را دراین موقعیت به کار ببرند، حافظه  Declerative  شان درگیر می شود.

:Procedural حافظه

حافظه Procedural به اطلاعات درچارچوب مهارتها وعملکردهای شناختی بر می گردد. این حافظه، حداقل به استثنای حقایق خاص یا وقایع نمی تواند آگاهانه جمع آوری شود. این باعث مشکلاتی درحافظه  Proceduralمی شود تابه صورت شفاهی منتقل شود.حافظه Procedural، گاهیKowing how" " نامیده می شد اما اخیرا حافظه Implicit نامگذاری شده است. زمانی که کودکان تواناییهایشان را برای رقصیدن، دوچرخه سواری یا تایپ کردن به کار می گیرند، این حافظه درگیر است.همچنین زمان صحبت با جملات درست گرامری از این حافظه استفاده میکنند بدون اینکه درباره انجام آن فکر کنند.

Memory Eposodic&Semantic:

یکی از روانشناسان شناختی،  حافظه  Declerative را به 2 زیر شاخه تقسیم می کند: حافظه معنایی و اپیزودیک. حافظه اپیزودیک مسئول نگه داری اطلاعات درباره زمان و مکان اتفاقات زندگی است. خاطرات کودکان از روزهای اول مدرسه که آنها ناهار خوردند یا مهمانی که به کلاسشان آمد تا با آنها صحبت کند، همه در حافظه اپیزودیک ثبت می شود.

حافظه معنایی:

حافظه معنایی کودک، دانش کلی درباره جهان است. شامل:

   *علمی که در مدرسه یاد گرفته می شود( مانند علم هندسه)

   *دانش در زمینه های مهارتهای مختلف( مثل علم شطرنج برای یک

     شطرنج باز ماهر)

   *دانش" روزانه " درباره معنی کلمات، افراد مشهور، مکانهای مهم یا چیزهای شایع (مثل اینکه Gandi  یا Nelson کیست؟)

دانش حافظه معنایی، مستقل از شناسایی افراد با دانش گذشته است. برای مثال کودکان ممکن ات حقیقتی را بپذیرند- مثل اینکه Lima پایتخت پرو است- و هیچ ابهامی در مورد زمان و مکانی که آنرا یادگرفته اند، وجود ندارد.

دانش محتوایی و چگونگی بازیابی آن در حافظه بلند مدت: آیا آنچه که کودک در مورد یک موضوع می داند بر تواناییش برای به یاد آوردن اطلاعات جدید درمورد آن موضوع تاثیر می گذارد؟ بچه ها چطور اطلاعات را در حافظه شان بازیابی می کنند؟

دانش محتوا:

توانایی ما برای یادآوری اطلاعات جدید در مورد یک موضوع، به طور چشمگیری وابسته به چیزی است که قبلا در مورد آن می دانستیم. برای مثال توانایی کودک برای تعریف آنچه که او در کتابخانه دیده است به میزان زیادی به آنچه که او قبلا درباره کتابخانه می دانست، وابسته است؛ مثلا جایی که کتابها براساس موضوع دسته بندی می شوند، چگونه کتابها را امانت می دهند و غیره. درصورت کم بودن اطلاعات کودک درباره کتابخانه برای یادآوری انچه که او در کتابخانه دیده است، به زمان زیادی نیاز خواهد داشت.

کمک دانش محتوا به حافظه کاملا مشهود است مخصوصا در حافظه افراد ماهر یا تازه کار در یک زمینه خاص.یک شخص ماهر در تضاد با شخص تازه کار ( کسی که کم کم یک سطح از محتوا را یاد می گیرد) است. بویژه ماهران حافظه شگفت انگیزی در سطوح مهارتشان نشان می دهند.یکی از دلایلی که کودکان کمتر از بزرگترها به یاد می آورند این است که در اغلب سطوح مهارت خیلی کمی دارند.

در سطوحی که کودکان ماهرند اغلب حافظه شان بسیار خوب است!

در حقیقت غالبا از حافظه تازه کاران در آن سطح محتوا فراتر می رود. این گفته در یک مطالعه روی شطرنج بازان ماهر 10 ساله اثبات شده است.این کودکان شطرنج بازان عالی بودند اما در زمینه های دیگر خیلی برجسته نبودند. زمانی که مدت زمان حافظه شان برای ارقام با بزرگسالان مقایسه شد، آنها مانند بیشتر کودکان 10 ساله تعداد اعداد کمتری را به یاد آوردند.اما زمانی که صفحات شطرنج به انها ارائه شد، آنها ترسیم بسیار بهتری نسبت به بزرگسالان مبتدی در شطرنج داشتند.

چگونه مهارتهایی مانند دانش غنی از یک موضوع، به دست می آید؟

این مهارتها در یک دوره زمانی طولانی رشد می کنند که در آن کودکان انگیزه بیشتری برای یادگیری درباره یک موضوع دارند. دانش فرد ماهر در سطوحی مانند شطرنج، تنیس و بسیاری از زمینه های دیگر به تمرین قابل توجهی در طول چندین سال نیاز دارد.

در مقایسه با افراد تازه کار، به احتمال زیاد افراد ماهر دانش محتوا و حافظه بهتری در یک حوزه خاص و انگیزه بیشتر برای یادگیری آن موضوع در یک دوره زمانی طولانی دارند.

چه زمینه های دیگری برای تفاوت بین افراد ماهر و تازه کار وجود دارد؟

به احتمال زیاد افراد ماهر ویژگی ها و الگوهای معناداری از اطلاعات دارند.

به احتمال زیاد دانش افراد ماهر به گونه ای سازماندهی می شود که درک عمیقی از موضوع مورد علاقه شان (همان مهارتی که دارند) بوجود می آورد.

به احتمال زیاد افراد ماهر با تلاش کمتر انعطاف زیادی در بازیابی ابعاد مهم اطلاعاتشان دارند.

نظریه های شبکه:

نظریه های شبکه چگونگی سازماندهی و ارتباط بین اطلاعات در حافظه را توضیح می دهد.آنها وجود Node در شبکه حافظه را تایید کرده اند. این هسته ها برای عناوین و مفاهیم برچسب گذاری شده اند.مفهوم "پرنده" را در نظر بگیرید. یکی از ساده ترین نظریه های شبکه، بازنمودهای حافظه را که به صورت سلسله مراتبی دسته بندی شده اند را با مفاهیم مرتبط تر (مثل قناری) که آشیانه می سازند تحت عنوان مفاهیم انتزاعی تر(مانند "پرنده") توضیح می دهند....

اما خیلی زود تشخیص می دهند که چنین شبکه های سلسله مراتبی با شیوه ای که بازنمود های حافظه کار می کنند، به خوبی هماهنگ می شود.مثلا برای دانش آموزان پاسخدهی به سوالاتی مانند "آیا شترمرغ یک پرنده است؟" نسبت به سوالاتی مانند "آیا قناری یک پرنده است؟" بیشتر طول می کشد. بنابراین امروزه محققین حافظه ،شبکه حافظه را به صورت بسیار نامنظم تر و غیرمعمول تصور می کنند.یک پرنده معمولی مانند قناری نسبت به پرنده غیر معمولی مانند شتر مرغ به Node یا مرکز فهرست پرندگان نزدیکتر است.

افراد ماهر معمولا نسبت به یک فرد مبتدی در سطوح خاصی شبکه های بسیار پیچیده تری در زمینه مهارتشان دارند.

):Schemaنظریه های شکلواره ای (

حافظه بلند مدت با کتابخانه ای از کتابها مقایسه می شود.این نظر وجود دارد که حافظه ما اطلاعات را ذخیره می کند دقیقا همانطور که کتابخانه، کتابها را ذخیره می کند. در این قیاس گفته می شود، شیوه ای که کودکان اطلاعات را بازیابی می کنند مشابه فرآیندی است که آنها برای پیدا کردن و امانت گرفتن کتاب به کار می برند. اما فرآیند بازیابی اطلاعات از حافظه بلند مدت دقیقا مشابه کتابخانه نیست. زمانی که کودکان در ذخایر حافظه بلند مدتشان جستجو می کنند، آنها همیشه دقیقا کتاب مورد نظرشان را پیدا نمی کنند یا ممکن است کتاب مورد نظرشان را پیدا کنند اما متوجه شوند که تنها چند صفحه از آن کامل است و در این زمان آنها نقطه ی شروع را بازسازی می کنند.

کودکان برای همه نوع اطلاعات، شکلواره دارند. اگر معلم داستانی را برای بچه های کلاس تعریف کند و سپس از آنها بخواهد که آنچه را فهمیده اند، بنویسند ، با نظرات و دیدگاههای مختلفی روبرو می شود.این بدین معناست که بچه ها همه جزئیات داستان را به خاطر نمی آورند و داستانها را با جزئیات خاص خودشان دوباره بازسازی خواهند کرد.

برای مثال تصور کنید معلم داستانی در مورد دو مرد و دو زن را برای کلاس می گوید  که آنها در قطاری بودن که در فرانسه واژگون شده است. یک دانش آموز ممکن است داستان را برای سقوط هواپیما بازسازی کند، دیگری ممکن است آنرا برای سه زن ومرد تصور کند و دانش آموز دیگر ممکن است بگوید که حادثه در آلمان اتفاق افتاده است و غیره.

بازیابی و فراموشی:

بعد از اینکه کودکان اطلاعات را رمزگذاری کردند و سپس آنرا در حافظه قرار دادند، ممکن است بعضی از آنها را بازیابی کنند و برخی را فراموش کنند.

بازیابی:

زمانی که کودکان اطلاعاتی را از "بانک اطلاعاتی" ذهن بازیابی می کنند، در واقع اطلاعات حافظه شان را جستجو کرده اند تا اطلاعات مربوط را پیدا کنند.مطابق با رمزگذاری، این جستجو می تواند خودکار یا با تلاش باشد.مثلا اگر از کودک پرسیده شود که الان چه ماهی است، کودک ممکن است پاسخ دهد "بهار". این بازیابی ممکن است خودکار باشد. اما اگر نام کسی که 2 ماه پیش به کلاس آمد،پرسیده شود، احتمالا فرآیند بازیابی با تلاش همراه خواهد شد.

فراموشی:

شکل گیری فراموشی سرنخ هایی را درگیر می کند که قبلا بحث کردیم.فراموشی ِ وابسته به سرنخ( Cue-dependent forgetting) ، شکست در بازیابی است که به دلیل نبود سرنخ های موثر برای بازیابی بوجود می آید. این سرنخ ها توضیح می دهند که چرا یک دانش آموز ممکن است در یادآوری یک پاسخ در امتحان شکست بخورد درحالیکه ممطئن است پاسخ را می داند.

اصل این نوع فراموشی با نظریه تداخل ، سازگاراست این نظریه براین باور است که فراموشی به این دلیل اتفاق نمی افتد که ما واقعا اطلاعات حافظه را از دست می دهیم، بلکه به این خاطراست که وقتی ما تلاش می کنیم به یاد آوریم، اطلاعات دیگری بازیابی می شود

مثلا اگر دانش آموزی ابتدا برای درس زیست شناسی و سپس برای برای درس تاریخ مطالعه کند، اطلاعات تاریخ در یادآوری اطلاعات زیست تداخل خواهد کرد.بنابراین نظریه تداخل پیشنهاد می کند که یک استراتژی خوب برای مطالعه این است که اگر شما چندین درس برای مطالعه دارید، درسی را که در آینده امتحان دارید، بعد از همه درسها مطالعه کنید. یعنی اگر دانش آموز امتحان زیست شناسی دارد، بهتر است ابتدا تاریخ را بخواند و سپس درس زیست را درست قبل از گرفتن امتحان بخواند.


09143162621                       09146590651
دکتر جعفر معصومی            دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
www.گفتاردرمانی.com
 www.goftardarmaniazarbaijan.com
www.goftardarmanitabriz.com

https://telegram.me/jafarmasumi

https://www.instagram.com/goftardarmani_tabriz/

  https://twitter.com/masumislp


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۶ ، ۱۶:۱۸
jafar masumi

پایه های مغزی تئوری ذهن

این مطالعات از آنجا ناشی می شوند که نواحی خاصی از مغز افراد عادی ممکن است، مسئول توانایی ذهن خوانی باشند که آن ناحیه در افراد مبتلا به اختلالات طیف اتیسم آسیب دیده است. اگر این فرض صحیح باشد می توانیم بگوییم که دلیل آن ژنتیکی است و به نظر اتیسم نیز ارثی می باشد. مطالعات در بین فرهنگ های مختلف نشان می دهد که رشد تئوری ذهن در افراد عادی زیر کنترل عامل ژنتیک می باشد.کودکان دارای فرهنگ های مختلف در آزمون ذهن خوانی در سن یکسان عملکرد یکسان و موفقی را نشان می دهند (آویس و هاریس، 1991).

جایگاه دقیق ناحیه ای از مغز که این وظیفه را بر عهده دارد مشخص نمی باشد ولی ناحیه ی احتمالی قشر اربیتو-فرونتال می باشد.در تصویر برداری عملکردی به وسیله ی اس_ پی_ ای_ سی_ تی نشان داده شده است که هنگام تفکر فرد روی واژه های وضعیت ذهنی این نواحی فعال می گردد (بارون کوهن، رینگ و همکاران، 1994). وقتیکه فرد درباره ی تفکراتش نقاشی می کند قشر فرونتال میانی چپ فعال می گردد که این یافته با پی_ ای_ تی تایید می گردد (فلتچر، هاپی، فریث، باکر، دولان، فراکوویاک و فریث، 1995؛ گویل، گرافمن، ساداتو، هالت، 1995). دیگر نواحی درگیر هسته های بادامی و شیار گیجگاهی فوقانی می باشد.این نواحی حلقه عصبی را تشکیل می دهند که پردازش تئوری ذهن را بر عهده دارند (بارون کوهن و رینگ، 1994).

از کتاب اتیسم راهنمایی برای درمانگران و والدین

مولف: دکتر معصومی

نیک نفس باقری روانشناس

دکتر جعفر معصومی     

دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
راههای تماس 09146590651 و 09143162621

http://www.گفتاردرمانی.comگفتاردرمانی آذربایجان               گفتاردرمانی تبریز         

تلگرام: گفتاردرمانی در آذربایجان و تبریز          اینیستاگرام: گفتاردرمانی تبریز در آذربایجان

توییتر: گفتاردرمانی تبریز

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۷:۵۵
jafar masumi

منشا رشدی تئوری ذهن

آلان لسلی در 1978پیشنهاد نمود که توانایی بالقوه ای افراد عادی در وانمود کردن، منشا رشدی ذهن خوانی است و در افراد مبتلا به اختلالات طیف اتیسم منشا رشدی کور ذهنی به ناتوانی وانمود سازی آنها بر می گردد. در این نظریه ، وانمود کردن اساس تئوری می باشد. بر اساس نظریه لسلی، تنها تفاوت بین این حالات، نگرش ذهنی افراد می باشد و نگرش ذهنی فرد نسبت به عامل نیز باید شناسایی شود تا شخص بتواند بین فکر اینکه که این یک موز است و یا وانمود این یک موز است، تمایز قایل شود. ذهن خوانی اولین بار در سن 18 تا 24 ماهگی ظاهر می شود در این سن بازی نمادین به وجود می آید.

شواهدی وجود دارد که این توانایی منشا رشدی اولیه دارد ماریان سیگمان و همکاران نقص بسیار شدید در توجه مشترک کودکان اتیسم را گزارش نمودند (سیگمان، موندی، اونگرر و شرمان، 1986). توجه مشترک به آن دسته از رفتارهایی گفته می شود که توجه فرد دیگر را جهت دهی و کنترل می نماید و توجه فرد را با فرد دیگر هماهنگ می نماید (برونر، 1983). این رفتار ها شامل نشان دادن اشاره، کنترل نگاه و غیره می باشد که در بیشتر کودکان اتیسم مشاهده نمی شود. رفتار های توجه مشترک در سن 14 ماهگی به خوبی رشد یافته هستند (اسکافی و برونر، 1975؛ بوترورث، 1991) و این نقص در کودکان اتیسم در سنین خیلی پایین مشاهده می شود. مهارتهای ذهن خوانی به طور معمول در کودکان 3 تا 4 ساله ی طبیعی مشاهده می شود. این نقص از دیدگاه رشدی اولین علامت اتیسم نمی باشد چون اتیسم در دومین سال زندگی تشخیص داده می شود (روتر، 1978).

نقص توجه مشترک به نقص در درک نقطه ی دید شخص دیگر گفته می شود (سگمان و همکاران، 1986). برسرتون، مک نیو و بیگلی_ اسمیت در 1981 پیشنهاد نمودند که توجه مشترک عینیت تئوری ذهن یا یک آگاهی ذهنی عینی می باشد. بارون کوهن و همکاران در 1989 و 1991 ادعا نمودند که نقص توجه مشترک و ذهن خوانی در مبتلایان به اتیسم هم رویداد نیستند بلکه توجه مشترک پیش زمینه ی رشد توجه مشترک می باشد. بارون کوهن در 1989 مطالعه ی را انجام داد که در آن کودکان اتیسم زیر 5 سال در برابر درخواست اشاره انجام می دادند اما در انواع دیگر اشارات (نشان دادن علایق مشترک، اشارات اخباری) نقص نشان می دادند. این تفاوت به این صورت توضیح داده می شود که شکل اخباری اشاره شاخص توجه کودک به وضعیت ذهنی شخص دیگر می باشد که در این مطالعه هدف توجه و یا علاقه ی ذهنی فرد بود. مطالعات آزمایشگاهی اخیر کمبود کنترل نگاه خود به خودی را گزارش نموده است (لیکام، بارون کوهن، بروون، پرت و میلدرس، 2000؛ فلیپس، بارون کوهن و روتر، 1992؛ فیلیپس، گومز، بارون کوهن، ریویره و لا، 1995). نقص توجه مشترکی که در اتیسم مشاهده می شود و نقش شیار تمپورال فوقانی میمونها در کنترل جهت نگاه (پررت و همکاران، 1985) این ایده را به ذهن متبادر می کند که شیار تمپورال فوقانی در رشد ذهن خوانی تاثیر دارد (بارون کوهن، 1994؛ بارون کوهن، 1995؛ بارون کوهن و رینگ، 1994). بروثرس در 1990 با مرور شواهد به این نتیجه رسید که آمیگدال در بیان چهره ای و نگاه خیره نقش دارد.

شواهد زیادی وجود دارد که نقص تئوری ذهن کودکان اتیسم را ثابت می نماید ولی این نقص تنها نقص شناختی موجود در کودکان اتیسم نمی باشد این تئوری ناهنجاری های اجتماعی، ارتباطی و تخیلی[1] را توجیه می نماید

دکتر جعفر معصومی     

دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
راههای تماس 09146590651 و 09143162621

http://www.گفتاردرمانی.comگفتاردرمانی آذربایجان               گفتاردرمانی تبریز         

تلگرام: گفتاردرمانی در آذربایجان و تبریز          اینیستاگرام: گفتاردرمانی تبریز در آذربایجان

توییتر: گفتاردرمانی تبریز




[1]-imaginative

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۷:۴۴
jafar masumi

سندرم داون

در سال 1866 توسط آقای داون تعریف و به نام منگولیسم نام گذاری گردید . اما اصطلاح سندرم داون اکنون ترجیح داده می شود . یک اختلال کروموزومی است  . رایج ترین علت نقص ذهنی شدید است که شامل  موارد عقب ماندگی ناشی از این سندرم است . حدود 20% کودکان سندرم داون در 2 سال اول زندگی به دلیل آنومانیهای مرتبط می میرند . سه زیر گروه مختلف از ناهنجاریها ی کروموزومی تعریف شده است . در حالت استاندارد تریزومی 21 نامیده می شود که در آن کروموزوم شماره 21 بجای دو کپی ارای سه کپی است که در تمام سلولهای بدن وجود دارد که این نوع حدود 95% موارد سندرم داون را شامل می شود . حدود 4 در صد آن tronslocation نامیده می شود . مواد کروموزومی زیادی در همه سلول ها یافت می شود . اما مکانیسم ایجاد کننده آن متفاوت است . 1% باقی مانده mosaioism نامیده می شود که در این حالت فقط انواع خاصی از سلول ها دارای کروموزوم زیاد می باشد و بقیه دارای تعداد عادی می باشند . و آن مهم است برای توصیف قابلیت تنوع رشد که در سندرم داون اتفاق می افتد . اگر چه هنزو این رشد های متنوع به خاطر این زیر گروههای کروموزومی متنوع مشخص شده است . در هنگام تنوع این کودکان hypotone هستند . اکثر این کودکان دیر حدود 24 ماهگی راه می روند . رشد گفتار و زبان آنها دیر صورت می گیرد و اولین کلمات آنها در 4 6/2 شنیده می شود . دیگر مشکلات همراه عبارتند از : مشکلات قلبی مادر زادی ، مشکلات یادگیری شدید

 

دکتر جعفر معصومی     

دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
راههای تماس 09146590651 و 09143162621

http://www.گفتاردرمانی.comگفتاردرمانی آذربایجان               گفتاردرمانی تبریز         

تلگرام: گفتاردرمانی در آذربایجان و تبریز          اینیستاگرام: گفتاردرمانی تبریز در آذربایجان

توییتر: گفتاردرمانی تبریز

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۲:۴۲
jafar masumi